تبليغاتX
مجال اندیشه و روزمرگی
دلم بر نوشتن این مطلب رضا نبود

خانم طاهری.........ابتدا یاد آوری می کنم در ذهن خود باز خوانی کنیم  حجاب اسلامی چیست و ضرورت می بینم لزوم پوشش تمام بدن (به جز وجه و کفین) را بر خود متذکر شویم.شرع که شما قائل بر حقانیت آن هستید پا از این فراتر می نهد و به زنان واجب  می کند که وجه و کفین را هم در صورتی که نا محرم به قصد لذت نگاه می کند به پوشاند.

برداشت ما از این حجابی که در اطراف خود میبینیم چیست؟پیرامون من بسیار زیادند دختران و زنانی که زمانی که ضرورت حجاب را حس کردند و عملا در مقام رعایت بر آمدند هم به حجاب اسلامی (طبق تعریف فوق از  فقه) نرسیدند.اینان در عرف با حجاب محسوب می شوند و پوشش اینان نیز (طبق نظرات شما) جلب توجه ای برای نا محرم ندارد  ، ساختاری را نمی شکنند و از دید خود محجبه محسوب می شوند ( و از دید خیلی ها برای همین حجاب به عقب گرایی متهم اند).این پاکدامنان را در کدام دسته بندی قرار می دهید؟  ................حجاب عرفی برای من لغتی است که در چنین شرایطی کاربر دارد............من نا خود آگاه احترام بیشتری برای این اشخاص نسبت به محجبان اسلامی قائلم.


تکرار می کنم که نظر آقای رحیم پور ازغدی و این نوع تقسیم بندی از  یک حماقتی ابلهانه و شعاری جاهلانه  بیشتر نیست.
اینکه کسی ار رفتار خدا اطاعت می کند ویا نمی کند به من ارتباطی ندارد و من هیچ گاه از دید عالم اسلامی بر شرح نمی پردازم که اطلاعات و صلاحیتی در این زمینه ندارم.و در علوم اجتماعی هم حقانیت موضوع نیازی به تایید اسلام ندارد .شرح این منطق در تقدم نفس عمل بر شریعت و فقه خواهد آمد . بنده به شدت از وارد کردن خدا و دیگر نیروهای ماورایی مانند شیطان به بحث های اجتماعی اجتناب می کنم
 

شما عنوان می کنید شیطنت های دخترانه یکی از علل بی حجابی است.من از شما می پرسم چرا شیطنت ها دختران را به بی حجابی هدایت می کند؟

شما عنوان می کنید بی حجابی برای برخی نشانه ی بزرگ شدن است.من می پرسم چرا بی حجابی ، حمل بر بزرگ شدن می شود؟

جامعه از هر شرایط تفسیری را برای ساکنان خود ارائه می دهد.این تفاسیر برای اکثریت جامعه (که به جای تفکر عادت به تقلید دارند) لازم الجراست.این که در سنی برای پسران سیگار کشیدن هم معنی شخصیت یافتن است را چه کس ایجاد کرده است؟

شرایط حاکم بر جامعه است که به ما نا خود آگاه می فهماند چه عملی را باید انجام دهیم.تا زمانی که شیطنت های دخترانه بی حجابی را پدید آورد سرزنش کردن بی حجابان حماقت است.و یا عنوان کرده بودید که بعد از وضع حمل زنان کم توجه تر به حجاب می شوند.می پرسم چرا زنان بعد از وضع حمل به حجاب توجه بیشتری ندارند.کم توجه شدن به حجاب بعد از بارداری تفسیریست که عرف پدید آورده است.

عرف تمام انفعالات ما را تعیین می کند.آیا من و شما بازی دوران کودکی خود را انتخاب کرده ایم و یا نا خود آگاه خود را مشغول انجام بازی های گوناگون دیده ایم؟

 حجاب عرفی یعنی.

آدم هایی که من در اطراف خود می بینم اگر تفکری بر افعال روزانه داشته باشند ، اهل پرداخت هزینه برای عقاید خود نیستند.یعنی اگر زنی در جامعه با حجاب زندگی کند و بر حقانیت بی حجابی پی ببرد سازی مخالف جماعت نخواهد نواخت.و بر عکس. و این یکی از بزرگترین نقطه ضعف های انسان هایی است که در اطراف خود میبینیم


عدم رضایت قلبی بنده مطمئنا در ضعف این مقاله موثر و مشهود است . عذر بنده را پذیرا باشید



از شناسه" آیدا... "به شدت عذر خواهی می کنم.مطمئنا اشتباه از منه.

+ نوشته شده در ساعت توسط رضوان زارع |


ابراهیم ، مصطفی سلام

چه جای آسایش است ، زمانی که مخلوقات خدا اینگونه پست در نطرتان جلوه می کنند

برای شما سعی می کنم به جای عقل (که گویا ارزشی برای آن قائل نیستید) به استناد از مراجع اسلامی به شرح ماجرا بپردازم

اگر من و شمابه دنبال کشف حقیقتیم چه نیاز به یک نقطه مشترک؟ حتی اگر بر سر وجود خدا هم نظرات متفاوتی داشته باشیم می توانیم بدون تعصب نسبت به علم یا جهل خود و یا نسبت به دین یا کفر خود حقیقت را جست و جو کنیم و حتی اگر به ضرر ما بود بپذیریم.حقیقت همواره حقیقت است چه از دهن من عامی (و از دید شما ، تازه به دوران رسیده و جو گیر ) خارج شود چه از دهن علما.وقتی من و علما ، هر دو به وحدانیت خدا اشاره داریم ، هر دو انگشت بر حق گذاشتیم.اگر چیزی حق است چرا نپذیریم؟مگر نفرموده اند که حرف حق را بپذیر حتی اگر بر ضرر تو باشد.تعصب بی جا بر دین همانند تعصب بر جهل مضر است که علی فرمود تعصب چشم را کور می کند.

این منی که می گویم ، نه از سر غرور است .من یعنی ارزشمند ترین نقطه جهان .مخلوقی که خدا برای خلقش ، به خود احسنت گفت . وقتل مرا برابر با قتل تمام جهان دانست.حال اگر من و شما که مهم ترین موجود در زمین هستیم دیدگاه غلطی نسیت به زنان که نیمی از موجودات را شما می شوند داشته باشیم چه فاجعه ای رخ می دهد؟زنانی آینده ی ما در ارتباط با آنان است.

اگر این نظر را که مطرح کردی را یک نظر شخصی بود اینقدر ناراحت نمی شدم و این چنین دنائت دنیا در نظرم جلوه نمی کردولی زمانی که می بینم چنین تفکراتی در پشت پرده ی هویت ها ، به این راحتی در ذهن مردم تزریق می شود نمی توانم تحمل کنم.

کلامی را از روشن فکری نقل می کنم .نامش را ذکر نمی کنم چون می دانم صحت کلام را در نزد شما نام افراد تعیین می کند و نه اندیشه ی آن ها. هر چند علی فرمود :ببین چه می گوید ، نبین که می گوید ولی برای شما .....

ولی می دانم که شما ( و تمام ساکنان شرق) به جای تفکر عادت به تقلید کرده اند و متفکران در نظرتان فرق چندانی با مرتدان ندارند

این روشنفکر جامعه را همانند مخروط تصور می کند

سر تنگ مخروط عده ی کمی که فکر می کنند و جهت دهی می کنند ، و در انتهای مخروط عده زیادی که فکر نمی کنند و جهت دهی می شوند

تو به خاطر فکر کردنم است که مرا تلویحا نادان و بدون صلاحیت می خوانی . من از ترس عوام بودن و جهت دهی شدن چنگ به دامن هر چیزی که در دسترسم باشد می زنم. وچه سر پناهی مطمئن تر از عقل که امام کاظم فرمود : عقل پیامبر و حجت درونی است.

محیط پیرامون خود را نگاه کن

ما در محیطی زندگی می کنیم که بی حجابی چیزی است پذیرفته شده. آیا من و شما در فامیل زنانی که پایبند به حجاب نباشند نداریم؟

آیا می شود جامعه را به این راحتی به دو دسته ای که رحیم پور ازغدی گفت تقسیم کرد؟ که هر کس آرایش می کند ، تا من او را بپسندم

حسن بن علی که شما برایش گریه می کنید و من حس مبهمی نسبت به ایشان دارم مگر نفرمود هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند

آیا من و شما می پذیریم کسی اینقدر راحت در مورد ناموس ما صحبت کند و بگوید اگر بد حجاب است علاقه مند به مراوده ی جنسی است؟

فرار از دین برای دوستانم معنی روشنفکری دارد و تو هم مرا از این دست اافراد قلمداد می کنی ولی درد دین است که نگذاشت به روزه ی سکوت خود پایبند باشم و لب این چنین به شکوه گشایم

عر ف جامعه را خوب نگاه کن

بد حجابی ارزش قلمداد می شود و حجاب تحجر

کمی کنکاش کن ببینی برای دختران ، دوری از حجاب را نزدیکی به تمدن معنی کرده اند

آیا انتظار داری دخترانی که معصوم به دنیا می آیند در این فضا بعد از بیست سال زندگی در این فرهنگ بی قاعده و هجوم افکار غلط و نبود یک اندیشه منعطف و جامع ی اسلامی ،یک بنده مومن و صالح شوند و یا همانند عرف رفتار کنند.این مردم در انتها ی مخروط قرار دارند و به جای تفکر از عرف تقلید می کنند

چشمانمان را باز کنیم

بد حجابی عرف است و ما شاهد نوعی از حجاب هستیم که من با آن حجاب عرفی می گویم.یعنی زمانی که عرف حجاب اسلامی بود ، همه ی زنان هم رنگ با جماعت حجاب اسلامی را رعایت می کردند و زمانی که حجاب عوض شد پوشش زنان هم عوش شد.در این جامعی مخروطی این عرف جامعه است که پوشش زنان را تعیین می کند. یعنی حجاب زنان چون نماز و روزه ی و عزاداری من و شما از سر عادت است

تمام شب های قدری که شما قرآن بر سر گرفتید و اهل بیت را واسطه ی شفاعت خود ساختید من از این خیابان به آن خیابان می گشتمو و دخترانی را نگاه می کردم که لطافت وجودشان و درکشان از ماه رمضان را در چادری که در دست داشتند و در آستانه ی مجلس به سر می گذاشتند می دیدم.عرفی که در ماه رمضان خدا گرا می شود باعث خدا دوستی اینان شده بود.

بد حجابانی را دیده ام که به حال و هوا و خلوصشان حسرت ها خوردم و .........

حالا که گفتیم حجاب را عرف می سازد باز می گویی بد حجابان همگی برای پسند نا محرم است که این گونه اند.

ابراهیم و مصطفی

هر دو شما پالتوی بلندی دارید که متناسب است بر اندامتان

آیا می پسندید که بگویم شما برای پسند و جلب توجه نا محرم این پوشش را انتخاب کرده اید؟ مگر پیغمبر آراسته نبود و در استعمال عطر پیشتازی نمی کرد؟

آیا پیامبر هم؟

چطور اگر در مورد پیامبر بگویم کافرم و در مورد شما بگویم نفهمم ولی در مورد زنان بگویم مومنم و اگر سخنی در خلافش بگویم به عقل گرایی و عدم دین گرایی متهمم می کنید؟

و از همه مهم تر

آیا تو این تئوری که زنان بد حجاب به خاطر لذت و پسند دیگران بد حجابند را واقعا قبول داری؟

چرا؟

تو چطور ندانسته در مورد نیت عمل کسی قضاوت می کنی؟و چه کسی به تو صلاحیت این قضاوت را داد.آیا تو این اجازه را از مکتب اسلام گرفته ای؟

مگر امام محمد باقر نفرمود : کار برادرت را حمل بر احسن کن

تو چگونه عمل خواهران دینی ات را بر کثیف ترین و ناپسند ترین افکار حمل می کنی و روش متفاوت از روش امامت انتخاب مب کنی؟

تاکید می کنم این اجازه را جهت قضاوت بر نیت عمل زنان بد حجاب از کجا گرفته ای؟

من و شما چه حقی داریم در مورد لباس و آرایش زنان قضاوت کنیم؟یعنی هر کس مارا تحریک کرد خواهان هم بستر شدن با ماست؟

اینکه زنان بد حجاب در آخرت عذاب می شوند به من و شما چه ارتباطی دارد؟

مگر ما خداییم که برای برای او تعیین تکلیف کنیم

داستان موسی و زن فاحشه و مرد مومن را شنیده ای؟

خدایی که تو عبادتش می کنی و در ذهن من یک دنیا علامت سوال است ، بهتر از من و تو پیرامون بندگانش قضاوت می کند

به دور از هر گونه اهانت و هیجان اعلام می کنم

زندگی در کنار کسانی با چنین افکاری برای من همانند زندگی در تبعید است


پا نوشت۱ :خوب یا بد های این مقاله فصل های مشابه مخاطبان آن (مصطفی و ابراهیم ) است اگر حدیثی را از باب سند عنوان کردم از این جهت است که این دو بزرگوار بپذیرند  و نه اینکه خود صرف حدیث را پذیرا باشم.

پانوشت ۲: من نمینویسم ولی شما این مقاله رو در امتداد زن بودن ممنوع (۳)  فصل "شعار های جاهلیت از زبان دین" بخونید

پانوشت ۳: به خاطر طولانی شدنش معذرت می خوام

+ نوشته شده در ساعت توسط رضوان زارع |


مراوده جنسی


نمیخوام به حریم شما با خوندن این مقاله تجاوز بشه   ،     میتونید نخونیدش اگر حس می کنید عبور از خط قرمزه

فرض کنید و فقط فرض کنید شبی زن به همسر خود بگوید به علتی (مثلا خستگی روزانه)حاضر به مراوده ی جنسی نیست.و شوهر از خواسته ی همسر خود تمکین کند.آیا ایرادی وارد است؟اگر زن از شوهرش هفته ای یا ماهی را استراحت جنسی بگیرد و رضایت شوهر هم فراهم آید آیا ایرادی دارد؟       اسلام در صیغه موقت این اختیار را به زن می دهد که در شرایط عقد قید کند که با همسر خود رابطه ی جنسی نداشته باشد.

                     یعنی حذف اتاق خواب از شخصیت زن

بدون شک حذف اتاق خواب هیچ خللی در جامعیت شخصیت زن وارد نمیکند و کسانی که اینطور فکر نمی کنند(چه زن و چه مرد) در اشتباهند

چیزی که در نظر برای همه ما بدیهی است و یا باید بدیهی باشد این است که  حذف اتاق خواب از زندگی یک زن هیچ گونه نقصی بر کامل و جامع بودن این شخصیت وارد نمیکند.هر چند اثبات جمله ی بالا اصلا سخت نیست ولی در عمل چیز هایی هست اتفاق می افتد و عقاید و نظراتی مطرح می شود که بسیار با عقل در تضاد است.

برخی مطرح می کنند برای بر طرف کردن نیاز جنسی باید ازدواج کرد .

جمله ی فوق در نظر بسیار شبیه به جمله زیر است.

برای کثیف نبودن لباس ها باید ماشین لباس شویی بخرید.

جمله اول ازدواج را راه فرار از  روابط جنسی غیر مشروع میداند و زن وسیله ای که باید از آن در جهت نیل به هدف استفاده کرد.همانطور که ماشین لباسشویی وسیله ای برای بر طرف کردن یک نیاز است زن را هم می توان صرف وسیله در نظر گرفت و از آن در جهت رفع نیاز استفاده کرد. 

یکی از عذاب آور ترین عادت های اجتماعی که بسیار مرسوم است نگاه جنسی است به زن.تا  جایی اشخاصی با این افکار نه تنها به علم ، جهان بینی ، هنر ، فکر و ....... زن نگاه نمی کنند ، حتی حق زن در رابطه جنسی را هم منکر می شوند.این نگاه به زن بی شباهت به نگاه عرب جاهلیت نیست که زنان را از ترس استفاده ی جنسی زنده بگور می کردند.


خیلی ها زنان را عامل این نوع نگاه و تبعیض می دانند و می گویند زن ها و با حرکات و نوع لباس پوشیدن خود باعث این نوع تفکر اند

هیچ کس نمی تواند در مورد لباس کسی قضاوت کند،(گر چه می شود در مورد مکاتب و نظراتی که لباس ها را طراحی می کنند حرف زد)

با این حساب نگاه جنسی به زنانی که حتی با لباس تحریک کننده در جامعه حضور دارد ، حماقتی است بسیار زیاد. و این نوع نگاه با نگاه حسن رحیم پور ازغدی در تضاد کامل است

ایشان اعلام کرده بودند که زنی که بد حجاب است (حجاب اسلامی و نه حتی حجاب عرفی) داسنته و یا ندانسته به جنس مخالف پیامی می دهد و  نیاز جنسی خود را مطرح می کند و خواهان بر طرف شدن آن  است.

ایشان چقدر راحت جامعه را به دو دسته ی سالم و نا سالم تقسیم کردند.چه حماقتی از این بیشترکه ما هر کس که به معیار ما نبود را به هر چه خواهیم متهم کنیم.در واقع از پس افکار ایشان این سخن را می توان دید : "هر کس که با پوشش خود مرا تحریک کرد خواهان رابطه جنسی با من است".و چه استدلالی از این بی اساس تر.

چی کسی حق دارد تا در مورد نوع لباس پوشیدن افراد این قدر تند و ا ینقدر افراطی اظهار نظر کند و دیگران به این سادگی متهم به علاقه به روابط جنسی کند.ایشان در چه جایگاهی حضور دارند که به خود اجازه می دهند به این سادگی در مورد نوع پوششی که به این شکل فراگیر است اظهار نظر کنند و چنین اندیشه ی تند رو یی را مولد این پوشش بدانند؟

 


از شناسه ی" یه پسر ....." معذرت می خوام

از شناسه ی "یه بیگانه" هم همینطور.

+ نوشته شده در ساعت توسط رضوان زارع |